بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج

بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج

 بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج

 

 

 

 

من سبحان رئوفی در این مقاله قصد دارم درباره “بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج” مطالبی را بیان کنم.

چندی پیش در صفحه اینستاگرام خودم، پستی را قرار دادم و در آن سوالی را از مخاطبان پرسیدم که آیا (موافقید در ازدواج، خانم بزرگتر از آقا باشد ؟) مخاطبان جواب های بسیاری دادند که میتوانید آنها را در صفحه اینستاگرام من بخوانید. در این مقاله میخواهم با توجه به پاسخ های مخاطبان، نتایج تحقیقات و تجربه هایم را در رابطه با “بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج” با شما به اشتراک بگذارم. لطفا حتما نظرتون رو درباره مطالب این مقاله، در انتهای مقاله وارد کنید . میدونید که نظرتون برام خیلی ارزشمنده.

بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج

 

بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج در جامعه ما

ازدواج با شرایط بزرگتر بودن زن از مرد  هنوز در جامعه و فرهنگ ایرانی رایج نیست، با اینکه در زمانه ای زندگی میکنیم که هر روز شاهد تغییر در رفتار ها و سنت ها هستیم و  آمار نشان میدهد که اینگونه ازدواج در حال افزایش است، با این حال بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج هنوز مسئله ای است که جامعه آن را نپذیرفته است و گاهی تفکراتی غلط درباره این ازدواج رایج است که در پایان این مقاله راجع به آن صحبت میکنیم.

باید به این موضوع توجه کنیم که هر انسانی با انسان دیگر، متفاوت است و کاملا غیرحرفه ای است که بخواهیم برای همه انسان ها، یک نسخه تجویز کنیم. و از آنجایی که در مسائلی چنینی، قانون یا شاخصه های مشخص وجود ندارد… بنابراین شما باید تمام این موارد را با زندگی و شرایط خود مقایسه کنید و بعد به نتیجه قطعی بگیرید.(مواظب باشید نسخه اشتباهی نگیرید…)

 

سن شناسنامه ایی یا سن عقلی

قبل از هر چیز بیایید تعریف مان را از کلمه “سن” با هم مشخص کنیم. چرا که حقیقتا “سن” واژه ی رسانایی برای مفوم “عقل،بلوغ،درک و …” نیست. نمیشود از روی سن کسی فهمید که او چقدر درک دارد یا چقدر میتواند مسئولیت پذیر باشد… از روی سن نمیتوان متوجه شد که شخصی توان دوام آوردن جلوی مشکلات و ناملایمتی های زندگی دارد یا خیر… خلاصه اینکه “سن” واژه ای است که اصلا نمیشود به آن تکیه کرد و نظری داد.ما دو نوع سن داریم:

شناسنامه ای

سن شناسنامه ای همان است که از تاریخ تولد تا حالا را حساب میکنند و میگویند شما مثلا ۲۵ ساله هستی.

این سن فقط به درد ثبت احوال و جاهایی مانند مدرسه و سربازی میخورد و هیچ ربطی به زندگی کردن و خوشبختی ندارد، بنابراین اگر همسری را انتخاب کرده اید… و فقط مشکل شما سن است، آن هم از نوع شناسنامه ای… توصیه میکنم همین حالا این موضوع را از ملاک هایتان خط بزنید. خیلی بی رحمی است که در مورد انسانی قضاوت کنیم، آن هم از روی اعدادی که در دفترچه ای به نام شناسنامه نوشته شده است.

عقلی(واقعی)

یکی از مهم ترین ملاک ها برای ازدواجی صحیح این است که خانم و آقا هم سنِ عقلی باشند. سن واقعی انسان ها، با میزان درک آنها سنجیده میشود. اگر میتوانید همدیگر را درک کنید، افکار مشابهی دارید، در یک مورد مساوی نظراتی نزدیک به هم دارید، سلایق و خاطراتتان با هم خیلی تفاوت ندارند و مسائلی از این قبیل… شما هم سن هستید. و مهم نیست اگر سال ها با هم اختلاف سن شناسنامه ای داشته باشید، البته همانطور که آخر این مقاله هم خواهم گفت این موارد به تنهایی دلیل نمیشود که شما زوج خوبی برای هم باشید، این مثال ها برای جا انداختن معنای درک متقابل بود.

واقعا سن شما چقدر است و چطور میتوانیم بفهمیم که سن طرف مقابمان چقدر است؟

جواب به این سوال خیلی مشکل است. همانطور که در اول مقاله گفتیم نمیشود برای همگان یک نظر واحد داد. باید به عرف جامعه مراجعه کنید و ملاک های بسیاری را لحاظ کنید تا بتوانید متوجه سن واقعی خود شوید، سن شما و طرف مقابلتان با توجه به فرهنگ ها و جامعه ی شما میتواند متفاوت باشد. اگر طرف مقابلتان حرفهایی میزند که شما اصلا آنها را قبول ندارید، این به این معنی است که لازم است با احتیاط عمل کنید. هم سن و سال ها حرف های همدیگر را متوجه میشوند، تنها فاصله سنی موجب عدم درک میشود. مثلا حرف و تفکر یک کودک برای نوجوان یا میانسال قابل درک نیست یا حداقل شنیدن آنها لذت بخش نیست و همینطور هر بازه ی سنی در مقابل دیگری. بنابراین اگر خیلی اختلاف سطح دارید و حرف های او را متوجه نیمشوید یا او منظور شما را درک نیمکند،  احتمالا باید دنبال مورد دیگری بگردید.

 

ازدواج نیاز به بلوغ فکری دارد نه جسمی

بلوغ جسمی و قدرت بارور کردن و بارور شدن در انسان نمیتواند ملاک درستی برای ازدواج باشد،شاید جوانی… با خودش فکر کند همین که درآمدی ماهانه برای گذران زندگی دارد یا شاید مسکن تهیه کرده است میتواند خانواده ای تشکیل دهد و همین برای ازدواج او کافی است. اما به خوبی میدانیم که اینطور نیست… بنده به شما میگویم انسان های میانسالی را دیده ام که هنوز به بلوغ فکری برای ازدواج نرسیده اند. بله امکان دارد سال ها از زندگی کسی بگذرد اما او هنوز از حد بلوغ جسمی فراتر نرفته باشد.

انسان ها با گذر زمان میل کمتری به تغییر از خودشان نشان میدهند، برای همین است که توصیه میکنند که در جوانی ازدواج کنید. این واقعیت است که انعطاف پذیری شخصیت آدم ها با گذر زمان کم میشود اما این دلیل نمیشود که ما برای همیشه شانس تغییر کردن را از خودمان و دیگران بگیریم.

انعطاف پذیری شخصیت آدم ها با گذر زمان کم میشود

اما انسان همیشه میتواند تغییر کند

بلوغ جسمی زن چند سال زودتر از مرد اتفاق می افتد و خانم ها بلوغ را زودتر تجربه میکنند. این تنها تفاوتی است که در بلوغ زن و مرد، میتوان از آن یاد کرد.

 همه ی تصمیم ها به شما برمیگردد، پس مهم است که شما چطور فکر میکنید. حتما به باور هایتان نگاهی بیندازید و از خودتان و همسرتان سوال کنید نظرتان راجع به این ازدواج ها چیست؟ آیا فکر میکنید که این ازدواج ها به شکست منجر میشوند؟ آیا فکر میکنید سن خیلی مهم است؟… اگر اینگونه سوالات را جواب مثبت میدهید، بدون شک برای شما این نوع ازدواج مناسب نیست. چرا که

شما با تفکر شکست نمیتوانید وارد مسیر پیروزی شوید

آمار بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج

“علی‌اکبر محزون  در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس اظهار داشت:  در سال ۹۱ براساس آمار واصله ۸۲۹ هزار و ۹۶۸ مورد ازدواج صورت گرفته است که در ۸۹٫۳ درصد از این ازدواج‌ها زوج بزرگتر از زوجه یا همسن بوده‌اند و در ۱۰٫۷ درصد معادل ۸۹ هزارو ۵۹ مورد  زوجه بزرگتر از زوج بوده است. وی بیان داشت: در سال ۹۱  تعداد ازدواج‌هایی که زوجه یکسال بزرگتر از زوج بوده است ۳۰ هزار و ۳۰۲ مورد، دوسال بزرگتر ۱۷ هزار و ۹۸۵ مورد، سه سال بزرگتر ۱۳ هزار و ۲۳۰ مورد، چهار سال بزرگتر ۸ هزار و ۲۲ مورد استمدیر کل دفتر اطلاعات آمار و جمعیت سازمان ثبت احوال کشور بیان داشت:  حدود ۳۱۶ مورد نیز ازدواج به ثبت رسیده که زوجه از زوج بیش از ۲۰ سال بزرگتر بوده است”(به نقل از سایت فارس نیوز )

شاید گاهی افرادی فکر کنند که اینگونه ازدواج ها وجود دارد اصلا؟!… این آمار رسمی کشور ماست که نشان میدهد اینطور ازدواج کردن در حال افزایش است. و البته در بزرگان و مشاهیر و تاریخ هم این مورد دیده میشود.

 

ازدواج پیامبر اسلام

پیامبر اسلام الگویی صحیح در این موضوع (بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج) است که برای ما قابل اتکا است، پیامبر براساس میانگین روایات تقریبا ۱۵ سال با همسرش حضرت خدیجه اختلاف سن داشت اند. البته همیشه هستند افرادی که میگویند پیامبر که برای ما تو این مورد الگو نمیشه، اون پیامبر بوده و اون هم حضرت خدیجه … . باید به شما بگویم که عقاید شیعه میگوید پیامبر یا معصومین هر کاری که کرده اند برای ما قابل پیگیری است. اما تعبیر من از این ازدواج این است که پیامبر پیامی بزرگ جهانیان داده است و آن هم این است که همیشه نباید به سنت ها و اصول جامعه پایبند بود. شاید حرف یه مرد ایرانی که میخواهد با خانمی چند سال بزرگتر از خودش ازدواج کند این است که: جواب فامیل و خانواده رو چی بدم… به فلانی چی بگم… نمیگن نگاه کن سر بچه رو کلاه گذاشن….. و همینطور از طرف خانوم ها: فردا نرم تو فامیل بهم تیکه اش رو بندازن… نشه بگن… . گاهی او قات به خاطر یک سری از همین تفکرات جامعه ما از دل خودمان و از زندگی خودمان دست میکشیم، اما خوشبختی را وقتی پیدا میکنیم که کاری را بکنیم که از هر جهت میدانیم درست است و واقعا با آن احساس خوشبختی میکنیم. من خودم، احساس خوشبختی میکنم چرا که وقتی با همسرم آشنا شدم هر بار که بیشتر از ویژگی های هم صحبت میکردیم، بیشتر متوجه میشدم که او تنها خانمی هست که میتوانم او را دوست داشته باشم، اما بزرگتر بودن او برای ما مشکلی شده بود و ما را شدیدا ناراحت کرده بود.(البته من آن روزها علم و آگاهی امروز را نداشتم و غرق در افکار منفی و سنتی خودم بودم.)بارها تا مرز شروع نشدن این ازدواج پیش رفتیم اما حسی در درون من میگفت که اگر تمام دنیا را هم بگردم مانند او پیدا نمیکنم، من و همسرم واقعا شبیه هم بودیم و با هم تفاهم داشتیم، اما این موضوع بزرگرتر بودن او، مورد اختلاف بود.  از طرف هر دو خانواده هر دو خانواده تحت فشار بودیم، جالب است که خانواده همسرم بیشتر مخالف با این مورد ازدواج کردن بودند،چرا که قبلا تحربه ای ناموفق از این ازدواج دیده بودند. خلاصه من و همسرم تصمیم خودمان را گرفتیم و بعد از اینکه مطمئن شدیم این تصمیم ما از روی احساس نیست و ما منطقا با هم زندگی مشترک خوبی را خواهیم داشت، پافشاری کردیم و… امروز خوشبختی مان را مدیون آن پافشاری هستیم. اما گاهی فکر میکنم اگر من یا همسرم به خاطر خانواده ها یا به خاطر سنت هایمان با هم ازدواج نکرده بودیم، چقدر امروز حس حسرت داشتیم به جای احساس خوشبختی…

بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج را اگر در جامعه بپذیریم میتواند آمار ازدواج را افزایش دهد و این افزایش آمار جز خوشبختی چیزی به جامعه هدیه نمیدهد.

زیبایی و چهره، چقدر مهم است؟

البته این موضوع بحثی کاملا جداست اما شاید به تصمیم گیری درست کمک کند بنابراین خیلی خلاصه آن را مطرح میکنیم. زیبایی، چهره، اندام مناسب یا هر ملاک دیگری که از نظر فیزیکی و جسمی برای هر شخصی وجود دارد یک ملاک کاملا شخصی است. یعنی اینکه کاملا به شما و نظر شما برمیگردد که این شخص زیبا هست یا خیر؟ آیا اندام مناسب و جذابی دارد یا نه؟… جواب به تمام این سوالات و هر چیزی که مربوط به ظاهر انسان است، به شما و سلیقه تان برمیگردد، اگر فکر میکنید که او زیباست، او زیباست. مهم این است که شما با احساس لذت کنید یا خیر. اجازه بدهید به شما یک نشانه برای انتخاب راه بدهم. وقتی او را میبینید، یا خود را در کنار او یا آغوش او میبینید، احساس خوبی دارید؟ وقتی خودتان را در ۲۰ سال بعد تصور میکنید، آیا احساس میکنید که او زیباست برای شما؟ به “خانمی زیبا یا آقایی خوش چهره” فکر کنید، تصویری در ذهن شما شکل می بندد… آیا شخص مورد نظر شما به آن تصویر در ذهن شما نزدیک است؟ اگر تمام این صفات برای شما وجود دارد، میتوانید ملاک لذت جنسی را هم تیک بزنید و از آن بگذرید، اگر تمام این موارد وجود دارد، شما میتوانید با هم زندگی جنسی قابل قبولی را تجربه کنید. در یک جمله خلاصه بگویم که:

تو باید خوشت بیاد

 

امتیاز منفی

یک بازی وجود دارد که اصلا نباید وارد آن شوید، وارد این بازی شدن مساوی است با شکست در زندگی…

گاهی اوقات ما خودمان را کمتر از آنچه هستیم میبینیم، این باعث میشود که به خودمان امتیاز منفی بدهیم. خانمی که تفکرش این است که نباید با کوچک تر از خودش زندگی مشترک داشته باشد ولی اینکار را میکند، همیشه با خودش زمزمه میکند که من برای او کم هستم، او به جوان تر از من علاقه نشان میدهد، کاش با کسی ازدواج کرده بودم که پیر تر از من بود… این زمزمه ها باعث میشود که او هیچوقت حال خوبی نداشته باشد، مهم نیست که آقا واقعا بعد چند سال از خانم خسته شده است یا خیر، مهم این است که خانم آنقدر به خودش امتیاز منفی داده است، که دیگر قادر به محبت کردن نیست، همیشه فکر میکند شوهرش نیاز به زنی جوان تر دارد. این اتفاق برای آقا هم میافتد ، آقایی که به خاطر کوچک بودنش به خودش امتیاز منفی میدهد….

این خود کم  بینی ها مانند موریانه به جان درخت سبز زندگی میافتد

خود کم بینی ها ازدواج خوب را به آتش میکشند، اگر از این دسته هستید، مواظب باشید شاید باید شریک دیگری برای خودتان پیدا کنید، یا تفکرتان را عوض کنید و به خودتان اعتماد داشته باشید.

 

سن فقط یکی از ملاک هاست

ازدواج خوب، مولفه های بسیاری دارد ، و فقط یکی از آن ها سن است، گاهی اوقات ما مسائل را خودمان برای خودمان آنقدر بزرگ میکنیم که دیگر قابل حل کردن نباشند… این اتفاق دقیقا به همین شکل برای من و همسرم افتاده بود. ما آنقدر موضوع سن را بزرگ کرده بودیم که آنهمه ملاک های مثبت را نمیدیم، وقتی کمی بزرگتر فکر کنیم، میتوانیم چیزهایی را ببینیم که هیچوقت ندیده ایم.

مثل اینکه داخل جنگلی قدم بزنید یا با هواپیما از روی جنگل رد بشوید

لازم است که به سن توجه کنیم اما از خاطرتان نرود که:

“سن” فقط یک نمره است… معدل نیست

لطفا معدل بگیرید، و به دنبال جمع کردن میانگین تمام نمرات باشید، هر چند که این نمره ظریب بالایی دارد اما یادتان باشد، سن فقط یک نمره است….

 

تفکرات غلط

اگر این جملات را شنیدید لطفا به آنها اعتنایی نکنید ، چراکه هیچ پایه ی علمی و درستی ندارند:

  • بعد یه مدت خانم به آقا تسلط پیدا میکنه و کنترل زندگی رو به دست میگیره…
  • زن بزرگتر از خودت میخواد برات مادری کنه…
  • با مرد کوچک تر از خودت ازدواج کنی، دائم باید بچه داری کنی…
  • بیشتر طلاق ها تو این موارده… (باور کنید گشتم تو اینترنت و استنادی برای این گفته پیدا نکردم)
  • غریزه ی جنسی زن کم میشه… (از لحاظ علمی اینطور نیست و متخصصین میگن که زن ها دیرتر از مردها غریزه جنسی شون رو از دست میدن)
  • زن افتاده میشه بعد از اولین بچه(میتونید با یه سبک غذایی سالم و ورزش مناسب، اندام و چهره تون رو حفظ کنید و این حرف واقعا در عصر ما درست نیست، چرا که هزاران راه برای حفظ سلامتی و پوست وجود داره. یه سرچ تو اینترنت کنید درباره بانوانی که بعد از زایمان با رعایت کردن مواردی، توانسته اند اندام و پوست خود را حفظ کنند، آدم میتونه با تغذیه مناسب و سبک زندگی درست و ورزش روز به روز جوون تر شه تا پیر شدن… قبول ندارید؟!…)
  • مرد ها بعد از ازدواج به خاطر جبران، کمبود سن سعی میکنن با خشم و زور، قدرت خود را نشان دهند.(این مسئله رو تو خود کم بینی در موردش صحبت کردیم و این موضوع میتونه خطرناک باشه، لازمه که مشاوره شوند)

 

دام های این نوع ازدواج(بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج)

 نقش بازی کردن

یادتون نره شما وقتی خوشبختی رو تجربه میکنید که خودتون باشید، هیچوقت نباید نقش بازی کنید. کمی تغییر کردن و کمی کوتاه آمدن در زندگی خوب است اما اگر اینقدر تغییر کنیم که دیگر خودمان نباشیم، آنوقت هیچوقت زندگی خوبی نخواهیم داشت. ما دوست داریم برای کسی که دوستش داریم تغییر کنیم و این دام بزرگ تغییر کردن است. بزرگترین خیانت در حق شریک مان این است که خودمان نباشیم. باید کمی تغییر کنیم، اما کن فیکون … آسیب میرساند.

خودت باش تا خوشبخت باشی

بی خیال کودک درون نشوید، گاهی باید به کودک درون خودت اهمیت بدهی و کارهایی را انجام که دوست داری انجام دهی . شاید چون همیشه برچسب بچه بودن به مردی که در این ازدواج است میزنند، آن مرد اگر احساسی را در خودش پیدا کند، سرکوب میکند چرا که نمیخواهد به گفته های دیگران مهر تایید بزند. این سرکوب احساس در جایی به نام خشم و … بیرون میزند و آن وقت است که شیرینی از زندگی میرود. نقش کودک درون را با نقش آدم بزرگ ها عوض نکن.

به کودک درونت احترام بزار

 

توصیه های برای این نوع ازدواج(بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج)

  • آماده ی فشار جامعه، اطرافیان، عرف و خانواده…  باشید. (همیشه افرادی منفی و به قولی ضدحال هستند که به شما حرف هایی را بزنند که دوستش ندارید… آیا آماده هستید که بعد از ده سال به شما با تعجب بگویند شما با هم زن و شوهر هستید؟… این اتفاقات همانطور که گفتم با زندگی سالم قابل مدیریت است، اما آیا شما برای هر حرفی آماده هستید؟…)
  • ما آدم ها تحت تاثیر افکار و حرف های دیگران هستیم، حواستان باشد با چه کسانی مشاوره میکنید و از چه کسی توصیه میگیرید… در زندگی حساسیت های زیادی وجود دارد، سعی کنید اگر تصمیم به انجام کاری گرفتید، دیگر نسبت به حرف های دیگران ناشنوا باشید. 
  • کمی صبر کنید و کاملا حساب شده عمل کنید، اگر به رابطه و برنامه هایتان آسیب نمیزند، تا جایی که میتوانید وقت برای خودتان بخرید.
  • اگر سن هر کدامتان کمتر از ۲۳ سال است، بیشتر احتیاط کنید و بیشتر مشورت بگیرید.
  • رضایت خانواده ها خیلی اهمیت دارد، تا جایی که میتوانید رضایت آنها را بگیرید.
  • در زندگی مشترک باید یک سری کار ها را کنار گذاشت، مانند آمرانه صحبت کردن… اما در این نوع ازدواج، به علت حساسیت هایی که وجود دارد بعضی از نکات اهمیت بیشتری پیدا میکنند، مانند همین که هیچوقت نباید با لحن دستوری با همسرتان صحبت کنید. 
  • خانم ها! مادرانه رفتار نکنید و هیچوقت نقش مادر را برای یک مرد بازی نکنید، او یک مادر دارد و برایش بس است.
  • استادانه رفتار نکنید… در زندگی مشترک هیچوقت نباید با لحن حکیمانه صحبت کنید.

    اول تمام صحبت هایتان بگویید: به نظر من

  • حتما مشاوره کنید، قبل از ازدواج کردن…

 سن یک نمره است، معدل نیست…

 

در این مقاله (بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواجراجع به موضوع بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج، صحبت کردیم و خوشحال میشم که با نظراتتون این مقاله رو تکمیل کنید و میدونید که چقدر به نظرات شما اهمیت میدم، شاد و خوشبخت باشید… #حال_زندگیتون_خوب 

ناشنوا باش وقتی از محال بودن آرزو هایت سخن میگویند

 

درباره نویسنده

#حالِ زندگیتون خوب ❤عشق را باید تمرین کنیم! ?برقراری ارتباط، یک مهارت است ?خوشبخت زندگی کردن را باید یاد بگیریم...

مطالب مرتبط

14 نظر

  1. ناشناس

    سلام،دکترجان،ریحانه هستم،،حق باشماست،،حالا که بیشتر فکر میکنم میبینم که شما درست میفرمایید،،تجربه شما سندی است ،برحقایقی که ما سالها به خاطر سنتهای غلط ،،انهارا غلط پنداشتیم،،،گاهی درک وفهم متقابل ادمها،،بزرگ یا کوچک بودن زوجین را کمرنگ یا حتی نا پدید میکنه،،جپان ماندن ادمها ربطی به سن وسال انها ندارد،،من خودم چهل سال دارم ولی وقتی با پسر بیست ساله ام جایی میرویم همه فکر میکنند یا خواهر برادریم یا زن وشوهر،،ولی بااین که ده سال کوچکتر از همسرم هستم،هرگز همدیگر رودرک نکردیم وبعداز ۲۲سال زندگی،،هنوز احساس خوشبختی نمیکنم،،

    پاسخ
    1. سبحان رئوفی

      ممنونم از لطفی که به من دارید، بله همینطور هست که آدم ها رو نمیشه از روی سن شناسنامه ایی شو ن قضاوت کرد.
      و البته جوانی و خوشبختی ربطی به سن و سال نداره .

      پاسخ
  2. سحر

    ممنونم از مقاله نکات خوبی رو یادآوری کردید…من دقیقا تو این شرایط بودم و وقتی معدل گرفتم دیدم که شخص مورد علاقم از خیلی جهات مناسبه و دوتایی تصمیم گرفتیم هر مانعی سر راهمون بود به خاطر هم تحمل کنیم و ادامه بدیم…برای شما و همسرتون ارزوی خوشبختی دارم?

    پاسخ
  3. ناشناس

    سلام استاد به نظرم مقالتون عالیه..این که شما خودتون این مسئله را تجربه. کردید عالیتر ولی یک سوال..ایا این عشق وعلاقه به مرور زمان کمرنگتر نمیشه..وایا تا چندسال فاصله مطرح هستش..وایا هم رشته بودن خانم شما باشما باعث این تفاهم شده یا ملاکهای دیگه ای هم مطرح هست

    پاسخ
    1. سبحان رئوفی

      سلام به شما ، ممنون از شما. باید عرض کنم خدمتتون که واقعا پایداری عشق ربطی به مرور زمان نداره و اگر از راه درست پیش بریم و پایه های عشق رو درست چیده باشیم… با مرور زمان پر رنگ تر و زیبا تر میشه ، نه اینکه از بین بره.
      فاصله مطرح شده هم واقعا بستگی به شما داره و در نظر گرفتن شرایط مختلف طرفین، یادتون هست؟… معدل بگیرید و همه شرایط رو بیارید روی کاغذ تا نتیجه بگیرید.
      قطعا یک ملاک نیست که میتونه باعث یه ازدواج خوب بشه، باید بررسی کنید که طرف مقابل شما بهترین گزینه باشه برای شما از هر جهت. یعنی بتونید باهاش بیشترین سازگاری رو پیدا کنید.

      پاسخ
  4. فاطمه

    سلام
    مقاله تون رو خوندم واقعا خوب بود من مدتها بود. که این موضوع برام سوال بود. و جاهای مختلف دنبال مطلب می گشتم و مطلبی که شما توشتید. بسیار. مفید. بود.
    یه نکته دیگه هم که به نظر. من وجود داره میزان انعطاف پذیری افراد هست.مثلا ما ادمی رو می بینیم که با کمی سن انعطافش خیلی از ادمی که بزرگتر. از. خودش هست کمتره.و یه چیز دیگه هم که به نظرم وجود داره اینه که چهار چوب های ذهنی ما کوچیک نباشن و. نخواییم که همرو تو یه قالب خاص به زور جا بدیم و این به نظرم پذیرش تفاوت های ادم هاست.

    پاسخ
  5. s

    سلام خسته نباشید . من مقاله شما رو مطالعه کردم و مطالب زیاد در این باره خوندم . چون چهارسال و نیم هست که با عزیزی که از من کوچکتر هستن درگیر این موضوع هستم . خانواده ها بنا به فکر سنتی مخالفت میکنن . ما مشاوره گرفتیم و اماده ایم اگر مشکلاتی هم بوجود خواست بیاد که سعی میکنیم نذاریم با رفتار صحیح بوجود بیاد ، رو برطرف کنیم ولی صحبتهای بقیه برامون خصوصا من بسیار آزاردهنده است البته طرف بنده ام اذیت میشن ولی بخاطر صفت مردانگی بهتر از من در این موارد مثل مقاله شما میتونن عقلانی و درست قضاوت کنن و نکات اصلاحی شما رو بیان میکنن . اما یه مساله ای هست ترس وجود منو آزار میده . خصوصا تفکرات سنتی خانواده ها خیلی بد حرف میزنن بعضا با تحقیر . ترس مضاعفی دارم . حتی در مورد ما این اندیشه رو نمیتونن متصور بشن که ما سرموضوعی شاید بحثی داشته باشیم یا اختلاف نظر ولی در مورد بقیه زندگی ها این مساله نادیده بنظرشون میاد. خواستم بپرسم واقعا از زندگیتون راضی هستید ؟ منظورم زندگی اجتماعی هست ؟ چون حس میکنم من در کنار شخص ایشون خوشبختم و راضی ولی اطرافیان خیلی آزاردهنده برخورد میکنن و حتی سازش و صبوری ما نسبت به هم رو زیر سوال میبرن درحالیکه روانشناسان و مشاوران خانواده این مساله رو بعنوان درک در زندگی لازم میدونن . واقعا اندیشه سایرین خصوصا والدین ما آزارمون میده . و گیر سنتهای اونا هستیم و نمیذارن به وصلت برسیم . با هرکدوم میشینیم و حرف میزنیم بازم عین ادمهای بی منطق حرف خودشون رو میزنن و بنظرم اونا بیشتر از ما احساسی فکر میکنن و تصمیم میگیرن چون هروقت پاسخگوی ایرادی میشیم و نمیتونن منطقی پاسخ ما رو بدهند سراغ طعنه زدن و بندهایی که شما فرمودید میرن و کاملا احساسی جوا ب میدن . مستاصل موندیم از این رسم و رسومات از اینکه مجبوریم این عزیزان رو قانع کنیم ما از عطر گل مریم لذت بیشتری خواهیم برد تا از گل سرخ.

    پاسخ
    1. سبحان رئوفی

      سلام به شما
      خیلی متشکرم که نظرتون رو گفتید
      من و همسرم گاهی اوقات یاد این موضوع میوفتیم و وقتی به یاد دغدغه ها و نگرانی های اون موقع میوفتیم واقعا از ته دل میخندیم…
      من یه زوج موفق رو میشناسم که خانم از آقا ۶ سال بزرگتر بود و این موضوع واقعا حس نمیشه تو زندگی شون، با اینکه بیشتر از۷ سال از زندگی شون میگذره…

      خلاصه اینکه اگر تصمیم گرفتید که این موضوع رو نادیده بگیرید و برید جلو… برید جلو و نگران قضاوت مردم نباشید.

      پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.