زمان مطالعه: 11 دقیقه بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج   من سبحان رئوفی در این مقاله قصد…" /> زمان مطالعه: 11 دقیقه بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج   من سبحان رئوفی در این مقاله قصد…" />

بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج

خانه » بلاگ » بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج

فهرست عناوین

بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج

 

من سبحان رئوفی در این مقاله قصد دارم درباره “بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج” مطالبی را بیان کنم.

چندی پیش در صفحه اینستاگرام خودم، پستی را قرار دادم و در آن سوالی را از مخاطبان پرسیدم که آیا (موافقید در ازدواج، خانم بزرگتر از آقا باشد ؟ ) مخاطبان جواب های بسیاری دادند که میتوانید آنها را در صفحه اینستاگرام من بخوانید. در این مقاله میخواهم با توجه به پاسخ های مخاطبان، نتایج تحقیقات و تجربه هایم را در رابطه با “بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج” با شما به اشتراک بگذارم. لطفا حتما نظرتون رو درباره مطالب این مقاله، در انتهای مقاله وارد کنید . میدونید که نظرتون برام خیلی ارزشمنده.

بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج

 

بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج در جامعه ما

ازدواج با شرایط بزرگتر بودن زن از مرد  هنوز در جامعه و فرهنگ ایرانی رایج نیست، با اینکه در زمانه ای زندگی میکنیم که هر روز شاهد تغییر در رفتار ها و سنت ها هستیم و  آمار نشان میدهد که اینگونه ازدواج در حال افزایش است، با این حال بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج هنوز مسئله ای است که جامعه آن را نپذیرفته است و گاهی تفکراتی غلط درباره این ازدواج رایج است که در پایان این مقاله راجع به آن صحبت میکنیم.

باید به این موضوع توجه کنیم که هر انسانی با انسان دیگر، متفاوت است و کاملا غیرحرفه ای است که بخواهیم برای همه انسان ها، یک نسخه تجویز کنیم. و از آنجایی که در مسائلی چنینی، قانون یا شاخصه های مشخص وجود ندارد… بنابراین شما باید تمام این موارد را با زندگی و شرایط خود مقایسه کنید و بعد به نتیجه قطعی بگیرید.(مواظب باشید نسخه اشتباهی نگیرید…)

 

سن شناسنامه ایی یا سن عقلی

قبل از هر چیز بیایید تعریف مان را از کلمه “سن” با هم مشخص کنیم. چرا که حقیقتا “سن” واژه ی رسانایی برای مفوم “عقل،بلوغ،درک و …” نیست. نمیشود از روی سن کسی فهمید که او چقدر درک دارد یا چقدر میتواند مسئولیت پذیر باشد… از روی سن نمیتوان متوجه شد که شخصی توان دوام آوردن جلوی مشکلات و ناملایمتی های زندگی دارد یا خیر. خلاصه اینکه “سن” واژه ای است که اصلا نمیشود به آن تکیه کرد و نظری داد.ما دو نوع سن داریم:

 سن شناسنامه ای

سن شناسنامه ای همان است که از تاریخ تولد تا حالا را حساب میکنند و میگویند شما مثلا ۲۵ ساله هستی.

این سن فقط به درد ثبت احوال و جاهایی مانند مدرسه و سربازی میخورد و هیچ ربطی به زندگی کردن و خوشبختی ندارد، بنابراین اگر همسری را انتخاب کرده اید… و فقط مشکل شما سن است، آن هم از نوع شناسنامه ای… توصیه میکنم همین حالا این موضوع را از ملاک هایتان خط بزنید. خیلی بی رحمی است که در مورد انسانی قضاوت کنیم. آن هم از روی اعدادی که در دفترچه ای به نام شناسنامه نوشته شده است.

سن عقلی(واقعی)

یکی از مهم ترین ملاک ها برای ازدواجی صحیح این است که خانم و آقا هم سنِ عقلی باشند. سن واقعی انسان ها، با میزان درک آنها سنجیده میشود. اگر میتوانید همدیگر را درک کنید، افکار مشابهی دارید، در یک مورد مساوی نظراتی نزدیک به هم دارید، سلایق و خاطراتتان با هم خیلی تفاوت ندارند و مسائلی از این قبیل… شما هم سن هستید. و مهم نیست اگر سال ها با هم اختلاف سن شناسنامه ای داشته باشید، البته همانطور که آخر این مقاله هم خواهم گفت این موارد به تنهایی دلیل نمیشود که شما زوج خوبی برای هم باشید، این مثال ها برای جا انداختن معنای درک متقابل بود.

واقعا سن شما چقدر است و چطور میتوانیم بفهمیم که سن طرف مقابمان چقدر است؟

جواب به این سوال خیلی مشکل است. همانطور که در اول مقاله گفتیم نمیشود برای همگان یک نظر واحد داد. باید به عرف جامعه مراجعه کنید و ملاک های بسیاری را لحاظ کنید تا بتوانید متوجه سن واقعی خود شوید، سن شما و طرف مقابلتان با توجه به فرهنگ ها و جامعه ی شما میتواند متفاوت باشد.

اگر طرف مقابلتان حرفهایی میزند که شما اصلا آنها را قبول ندارید، این به این معنی است که لازم است با احتیاط عمل کنید. هم سن و سال ها حرف های همدیگر را متوجه میشوند، تنها فاصله سنی موجب عدم درک میشود.

مثلا حرف و تفکر یک کودک برای نوجوان یا میانسال قابل درک نیست یا حداقل شنیدن آنها لذت بخش نیست و همینطور هر بازه ی سنی در مقابل دیگری. بنابراین اگر خیلی اختلاف سطح دارید و حرف های او را متوجه نیمشوید یا او منظور شما را درک نیمکند،  احتمالا باید دنبال مورد دیگری بگردید.

 

ازدواج نیاز به بلوغ فکری دارد نه جسمی

بلوغ جسمی و قدرت بارور کردن و بارور شدن در انسان نمیتواند ملاک درستی برای ازدواج باشد،شاید جوانی… با خودش فکر کند همین که درآمدی ماهانه برای گذران زندگی دارد یا شاید مسکن تهیه کرده است میتواند خانواده ای تشکیل دهد و همین برای ازدواج او کافی است. اما به خوبی میدانیم که اینطور نیست… بنده به شما میگویم انسان های میانسالی را دیده ام که هنوز به بلوغ فکری برای ازدواج نرسیده اند. بله امکان دارد سال ها از زندگی کسی بگذرد اما او هنوز از حد بلوغ جسمی فراتر نرفته باشد.

انسان ها با گذر زمان میل کمتری به تغییر از خودشان نشان میدهند، برای همین است که توصیه میکنند که در جوانی ازدواج کنید. این واقعیت است که انعطاف پذیری شخصیت آدم ها با گذر زمان کم میشود اما این دلیل نمیشود که ما برای همیشه شانس تغییر کردن را از خودمان و دیگران بگیریم.

انعطاف پذیری شخصیت آدم ها با گذر زمان کم میشود

اما انسان همیشه میتواند تغییر کند

بلوغ جسمی 

بلوغ جسمی زن چند سال زودتر از مرد اتفاق می افتد و خانم ها بلوغ را زودتر تجربه میکنند. این تنها تفاوتی است که در بلوغ زن و مرد، میتوان از آن یاد کرد.

 همه ی تصمیم ها به شما برمیگردد، پس مهم است که شما چطور فکر میکنید. حتما به باور هایتان نگاهی بیندازید و از خودتان و همسرتان سوال کنید نظرتان راجع به این ازدواج ها چیست؟ آیا فکر میکنید که این ازدواج ها به شکست منجر میشوند؟ آیا فکر میکنید سن خیلی مهم است؟… اگر اینگونه سوالات را جواب مثبت میدهید، بدون شک برای شما این نوع ازدواج مناسب نیست. چرا که

شما با تفکر شکست نمیتوانید وارد مسیر پیروزی شوید

آمار بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج

“علی‌اکبر محزون  در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس اظهار داشت:  در سال ۹۱ براساس آمار واصله ۸۲۹ هزار و ۹۶۸ مورد ازدواج صورت گرفته است که در ۸۹.۳ درصد از این ازدواج‌ها زوج بزرگتر از زوجه یا همسن بوده‌اند و در ۱۰.۷ درصد معادل ۸۹ هزارو ۵۹ مورد  زوجه بزرگتر از زوج بوده است. وی بیان داشت: در سال 91  تعداد ازدواج‌هایی که زوجه یکسال بزرگتر از زوج بوده است 30 هزار و 302 مورد، دوسال بزرگتر 17 هزار و 985 مورد، سه سال بزرگتر 13 هزار و 230 مورد، چهار سال بزرگتر 8 هزار و 22 مورد استمدیر کل دفتر اطلاعات آمار و جمعیت سازمان ثبت احوال کشور بیان داشت:  حدود ۳۱۶ مورد نیز ازدواج به ثبت رسیده که زوجه از زوج بیش از ۲۰ سال بزرگتر بوده است”(به نقل از سایت فارس نیوز )

شاید گاهی افرادی فکر کنند که اینگونه ازدواج ها وجود دارد اصلا؟!… این آمار رسمی کشور ماست که نشان میدهد اینطور ازدواج کردن در حال افزایش است. و البته در بزرگان و مشاهیر و تاریخ هم این مورد دیده میشود.

 

ازدواج پیامبر اسلام

پیامبر اسلام الگویی صحیح در این موضوع یعنی بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج است که برای ما قابل اتکا است، پیامبر براساس میانگین روایات تقریبا ۱۵ سال با همسرش حضرت خدیجه اختلاف سن داشت اند. البته همیشه هستند افرادی که میگویند پیامبر که برای ما تو این مورد الگو نمیشه، اون پیامبر بوده و اون هم حضرت خدیجه … باید به شما بگویم که عقاید شیعه میگوید پیامبر یا معصومین هر کاری که کرده اند برای ما قابل پیگیری است. اما تعبیر من از این ازدواج این است که پیامبر پیامی بزرگ جهانیان داده است و آن هم این است که همیشه نباید به سنت ها و اصول جامعه پایبند بود.

مردم چی میگن؟

 

شاید حرف یه مرد ایرانی که میخواهد با خانمی چند سال بزرگتر از خودش ازدواج کند این است که: جواب فامیل و خانواده رو چی بدم… به فلانی چی بگم… نمیگن نگاه کن سر بچه رو کلاه گذاشن….. و همینطور از طرف خانوم ها: فردا نرم تو فامیل بهم تیکه اش رو بندازن… نشه بگن… . گاهی او قات به خاطر یک سری از همین تفکرات جامعه ما از دل خودمان و از زندگی خودمان دست میکشیم، اما خوشبختی را وقتی پیدا میکنیم که کاری را بکنیم که از هر جهت میدانیم درست است و واقعا با آن احساس خوشبختی میکنیم.

من احساس خوشبختی میکنم.

من خودم، احساس خوشبختی میکنم. چرا که وقتی با همسرم آشنا شدم هر بار که بیشتر از ویژگی های هم صحبت میکردیم، بیشتر متوجه میشدم که او تنها خانمی هست که میتوانم او را دوست داشته باشم. اما بزرگتر بودن او برای ما مشکلی شده بود و ما را شدیدا ناراحت کرده بود. (البته من آن روزها علم و آگاهی امروز را نداشتم و غرق در افکار منفی و سنتی خودم بودم.)

بارها تا مرز شروع نشدن این ازدواج پیش رفتیم اما حسی در درون من میگفت که اگر تمام دنیا را هم بگردم مانند او پیدا نمیکنم، من و همسرم واقعا شبیه هم بودیم و با هم تفاهم داشتیم. اما این موضوع بزرگتر بودن او، مورد اختلاف بود.

فشارهای خانواده

 از طرف هر دو خانواده هر دو خانواده تحت فشار بودیم، جالب است که خانواده همسرم بیشتر مخالف با این مورد ازدواج کردن بودند.

خلاصه من و همسرم تصمیم خودمان را گرفتیم و بعد از اینکه مطمئن شدیم این تصمیم ما از روی احساس نیست و ما منطقا با هم زندگی مشترک خوبی را خواهیم داشت، پافشاری کردیم و… امروز خوشبختی مان را مدیون آن پافشاری هستیم.

اما گاهی فکر میکنم اگر من یا همسرم به خاطر خانواده ها یا به خاطر سنت هایمان با هم ازدواج نکرده بودیم، چقدر امروز حس حسرت داشتیم به جای احساس خوشبختی…

بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج را اگر در جامعه بپذیریم میتواند آمار ازدواج را افزایش دهد و این افزایش آمار جز خوشبختی چیزی به جامعه هدیه نمیدهد.

زیبایی و چهره، چقدر مهم است؟

البته این موضوع بحثی کاملا جداست اما شاید به تصمیم گیری درست کمک کند بنابراین خیلی خلاصه آن را مطرح میکنیم. زیبایی، چهره، اندام مناسب یا هر ملاک دیگری که از نظر فیزیکی و جسمی برای هر شخصی وجود دارد یک ملاک کاملا شخصی است. یعنی اینکه کاملا به شما و نظر شما برمیگردد که این شخص زیبا هست یا خیر؟ آیا اندام مناسب و جذابی دارد یا نه؟… جواب به تمام این سوالات و هر چیزی که مربوط به ظاهر انسان است، به شما و سلیقه تان برمیگردد، اگر فکر میکنید که او زیباست، او زیباست.

یک نشانه مهم

مهم این است که شما با احساس لذت کنید یا خیر. اجازه بدهید به شما یک نشانه برای انتخاب راه بدهم. وقتی او را میبینید، یا خود را در کنار او یا آغوش او میبینید، احساس خوبی دارید؟ وقتی خودتان را در ۲۰ سال بعد تصور میکنید، آیا احساس میکنید که او زیباست برای شما؟ به “خانمی زیبا یا آقایی خوش چهره” فکر کنید، تصویری در ذهن شما شکل می بندد… آیا شخص مورد نظر شما به آن تصویر در ذهن شما نزدیک است؟

اگر تمام این صفات برای شما وجود دارد، میتوانید ملاک لذت جنسی را هم تیک بزنید و از آن بگذرید، اگر تمام این موارد وجود دارد، شما میتوانید با هم زندگی جنسی قابل قبولی را تجربه کنید. در یک جمله خلاصه بگویم که:

تو باید خوشت بیاد

 

امتیاز منفی

یک بازی وجود دارد که اصلا نباید وارد آن شوید، وارد این بازی شدن مساوی است با شکست در زندگی…

گاهی اوقات ما خودمان را کمتر از آنچه هستیم میبینیم، این باعث میشود که به خودمان امتیاز منفی بدهیم. خانمی که تفکرش این است که نباید با کوچک تر از خودش زندگی مشترک داشته باشد ولی اینکار را میکند، همیشه با خودش زمزمه میکند که من برای او کم هستم، او به جوان تر از من علاقه نشان میدهد، کاش با کسی ازدواج کرده بودم که پیر تر از من بود… این زمزمه ها باعث میشود که او هیچوقت حال خوبی نداشته باشد، مهم نیست که آقا واقعا بعد چند سال از خانم خسته شده است یا خیر، مهم این است که خانم آنقدر به خودش امتیاز منفی داده است، که دیگر قادر به محبت کردن نیست، همیشه فکر میکند شوهرش نیاز به زنی جوان تر دارد. این اتفاق برای آقا هم میافتد ، آقایی که به خاطر کوچک بودنش به خودش امتیاز منفی میدهد….

این خود کم  بینی ها مانند موریانه به جان درخت سبز زندگی میافتد

خود کم بینی ها ازدواج خوب را به آتش می‌کشند. اگر از این دسته هستید، مواظب باشید شاید باید شریک دیگری برای خودتان پیدا کنید، یا تفکرتان را عوض کنید و به خودتان اعتماد داشته باشید.

 

سن فقط یکی از ملاک هاست

ازدواج خوب، مولفه های بسیاری دارد ، و فقط یکی از آن ها سن است، گاهی اوقات ما مسائل را خودمان برای خودمان آنقدر بزرگ میکنیم که دیگر قابل حل کردن نباشند… این اتفاق دقیقا به همین شکل برای من و همسرم افتاده بود. ما آنقدر موضوع سن را بزرگ کرده بودیم که آنهمه ملاک های مثبت را نمیدیم، وقتی کمی بزرگتر فکر کنیم، میتوانیم چیزهایی را ببینیم که هیچوقت ندیده ایم.

مثل اینکه داخل جنگلی قدم بزنید یا با هواپیما از روی جنگل رد بشوید

لازم است که به سن توجه کنیم اما از خاطرتان نرود که:

“سن” فقط یک نمره است… معدل نیست

لطفا معدل بگیرید، و به دنبال جمع کردن میانگین تمام نمرات باشید، هر چند که این نمره ظریب بالایی دارد اما یادتان باشد، سن فقط یک نمره است….

 

تفکرات غلط

اگر این جملات را شنیدید لطفا به آنها اعتنایی نکنید ، چراکه هیچ پایه ی علمی و درستی ندارند:

  • بعد یه مدت خانم به آقا تسلط پیدا میکنه و کنترل زندگی رو به دست میگیره…
  • زن بزرگتر از خودت میخواد برات مادری کنه…
  • با مرد کوچک تر از خودت ازدواج کنی، دائم باید بچه داری کنی…
  • بیشتر طلاق ها تو این موارده… (باور کنید گشتم تو اینترنت و استنادی برای این گفته پیدا نکردم)
  • غریزه ی جنسی زن کم میشه… (از لحاظ علمی اینطور نیست و متخصصین میگن که زن ها دیرتر از مردها غریزه جنسی شون رو از دست میدن)

چند تفکر اشتباه دیگر

  • زن افتاده میشه بعد از اولین بچه(میتونید با یه سبک غذایی سالم و ورزش مناسب، اندام و چهره تون رو حفظ کنید و این حرف واقعا در عصر ما درست نیست، چرا که هزاران راه برای حفظ سلامتی و پوست وجود داره. یه سرچ تو اینترنت کنید درباره بانوانی که بعد از زایمان با رعایت کردن مواردی، توانسته اند اندام و پوست خود را حفظ کنند. آدم میتونه با تغذیه مناسب و سبک زندگی درست و ورزش روز به روز جوون تر شه تا پیر شدن… قبول ندارید؟!…)
  • مرد ها بعد از ازدواج به خاطر جبران، کمبود سن سعی میکنن با خشم و زور، قدرت خود را نشان دهند.(این مسئله رو تو خود کم بینی در موردش صحبت کردیم و این موضوع میتونه خطرناک باشه، لازمه که مشاوره شوند)

 

دام های این نوع ازدواج(بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج)

 نقش بازی کردن

یادتون نره شما وقتی خوشبختی رو تجربه میکنید که خودتون باشید، هیچوقت نباید نقش بازی کنید. کمی تغییر کردن و کمی کوتاه آمدن در زندگی خوب است اما اگر اینقدر تغییر کنیم که دیگر خودمان نباشیم، آنوقت هیچوقت زندگی خوبی نخواهیم داشت. ما دوست داریم برای کسی که دوستش داریم تغییر کنیم و این دام بزرگ تغییر کردن است. بزرگترین خیانت در حق شریک مان این است که خودمان نباشیم. باید کمی تغییر کنیم، اما کن فیکون … آسیب میرساند.

خودت باش تا خوشبخت باشی

بی خیال کودک درون نشوید، گاهی باید به کودک درون خودت اهمیت بدهی و کارهایی را انجام که دوست داری انجام دهی . شاید چون همیشه برچسب بچه بودن به مردی که در این ازدواج است میزنند، آن مرد اگر احساسی را در خودش پیدا کند، سرکوب میکند چرا که نمیخواهد به گفته های دیگران مهر تایید بزند. این سرکوب احساس در جایی به نام خشم و … بیرون میزند و آن وقت است که شیرینی از زندگی میرود. نقش کودک درون را با نقش آدم بزرگ ها عوض نکن.

به کودک درونت احترام بزار

 

توصیه های برای این نوع ازدواج(بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج)

  • آماده ی فشار جامعه، اطرافیان، عرف و خانواده و فامیل باشید. (همیشه افرادی منفی و به قولی ضدحال هستند که به شما حرف هایی را بزنند که دوستش ندارید… آیا آماده هستید که بعد از ده سال به شما با تعجب بگویند شما با هم زن و شوهر هستید؟ این اتفاقات همانطور که گفتم با زندگی سالم قابل مدیریت است. اما آیا شما برای هر حرفی آماده هستید؟…)
  • ما آدم ها تحت تاثیر افکار و حرف های دیگران هستیم، حواستان باشد با چه کسانی مشاوره میکنید و از چه کسی توصیه میگیرید… در زندگی حساسیت های زیادی وجود دارد، سعی کنید اگر تصمیم به انجام کاری گرفتید، دیگر نسبت به حرف های دیگران ناشنوا باشید. 
  • کمی صبر کنید و کاملا حساب شده عمل کنید. اگر به رابطه و برنامه هایتان آسیب نمیزند، تا جایی که میتوانید وقت برای خودتان بخرید.

چند توصیه دیگر

  • اگر سن هر کدامتان کمتر از ۲۳ سال است، بیشتر احتیاط کنید و بیشتر مشورت بگیرید.
  • رضایت خانواده ها خیلی اهمیت دارد، تا جایی که میتوانید رضایت آنها را بگیرید.
  • در زندگی مشترک باید یک سری کار ها را کنار گذاشت، مانند آمرانه صحبت کردن… اما در این نوع ازدواج، به علت حساسیت هایی که وجود دارد بعضی از نکات اهمیت بیشتری پیدا میکنند، مانند همین که هیچوقت نباید با لحن دستوری با همسرتان صحبت کنید. 
  • خانم ها! مادرانه رفتار نکنید و هیچوقت نقش مادر را برای یک مرد بازی نکنید، او یک مادر دارد و برایش بس است.
  • استادانه رفتار نکنید… در زندگی مشترک هیچوقت نباید با لحن حکیمانه صحبت کنید.

    اول تمام صحبت هایتان بگویید: به نظر من

  • حتما مشاوره کنید، قبل از ازدواج کردن…

 سن یک نمره است، معدل نیست…

 

در این مقاله (بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواجراجع به موضوع بزرگتر بودن زن از مرد در ازدواج، صحبت کردیم و خوشحال میشم که با نظراتتون این مقاله رو تکمیل کنید و میدونید که چقدر به نظرات شما اهمیت میدم، شاد و خوشبخت باشید… #حال_زندگیتون_خوب 

ناشنوا باش وقتی از محال بودن آرزو هایت سخن میگویند

 

62 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سلام وقتتون بخیر
    من پسری ۲۵ ساله هستم.حدود یک و نیم ساله با خانمی آشنا شدم که آشنایی های دوری خانواده من با فامیلای اونا دارن. من و این خانم از باب ازدواج باهم ارتباط برقرار کردیم و بهم علاقمند شدیم تا اینکه چند روز قبل از خواستگاری خانواده من گفتن طایفه این خانم مشکل اخلاقی داشتن قبلا و اگه این ازدواج صورت بگیره رومون نمیشه جلوی فامیلای خودمون سرمونو بلند کنیم‌. درطول این یک و نیم سال هربار به دلیلی نامزدی من و این خانم بخاطر حرف هایی که فامیلامون در مورد فامیلای اونا میزنن بهم خورده. من و این خانم بعد از این مدت علاقه مون بهم زیاد شده طوری که نمیتونیم ازهم بگذریم. لطفا راهنمایی بفرمایید

    • سلام وقتتون بخیر?
      تبریک میگم بهتون که فرد مورد علاقتون رو پیدا کردید و دوست دارید به هر قیمتی بهش برسید??
      توصیه من این هست که روی چرایی این رابطه و چرایی رسیدن به هم تمرکز کنید
      چرا که کسی که چرایی انجام کاری رو بدونه با چگونگی اون کار هم کنار میاد.

  • سلام آقای رئوفی . مقاله تون بسیار زیبا بود . خواستم ازتون بپرسم این مسئله رو چطور باید با خانواده ها در میان گذاشت ؟

    • سلام به شما
      متشکرم از توجه و همراهی شما
      سوال بسیار زیبایی بود که مطرح کردید
      باید خدمت شما عرض کنم اولین قدم این موضوع این هستش شما خودتون به صورت کاملا قلبی و درونی این موضوع رو بپذیرید.
      جمله ایی هستش که میگه : “اگر انسان چرایی کاری رو بدونه چگونگی اون کار رو متوجه میشه ”
      طبق این جمله باید خدمت تون عرض کنم که باید ببینید که چرا میخواهید این فرد رو انتخاب کنید، وقتی چرایی تون روشن باشه
      میتونید خیلی راحت از پس چگونگی (گفتن به خانواده) هم بربیاید
      و این موضوع رو درک کنید که خانواده شما خیر و خوشبختی شما می خواهند و اگر مطمئن باشند که خیر و خوشبختی شما در این توع ازدواج هستش حتما باهاتون همراهی میکنند، پس اونها رو با “چرایی” خودتون آشنا کنید و مطمئن شون کنید که انتخاب درستی میکنید.

  • سلام آقای رئوفی.سراسر صحبتاتون جز امید چیز دیگه ای نبود. کاش میشد شمارتونو داشت اگه خونوادم راضی نشد باهاشون صحبت کنین یا وقت مشاوره بگیریم ازتون.

  • سلام آقای دکتر مقلتون خیلی خوب بود و بهمن دلگرمی دادد بر خلاف مقاله هایی که درسایت های دیگه مطاله کردم من ازدواج اولم به طلاق منجر شد همسرم ۱۳ سال از من بزرگتر بودند و الان با مردی آشنا شدم که ۹ سال از من کوچکتره و ۱۰ سال پیش از همسرش جدا شده و بچه نداره واهل کشور ترکیه است و میگه بچه هم نمیخواد من ۲ پسر بزرگ دارم خودم ۴۷ ساله و آقا ۳۸ ساله و واقعا منو دوست داره میگه تمام ثروتم را به نامت میزن برای پول مهم نیست من دیگه نمیخوام شکست بخورم بچه های من یک پسر ۳۰ ساله مجرده و یک پسر ۲۲ ساله مجرد و هر دومیخواهند ازدواج کنند با ازدواج من مخالفتی ندارند و البته من واقعا خجالت میکشم به آنها بگویم که این آقا ۹ سال از من کوچکتر است و این که اهل کشور ترکیه است من واقعا نمیدانمچه کار کنم از طرفی هم از تنهایی خسته شدم خوشحال میشم نظرتون را در مورد این ازدواج بدونم ممنونم

  • سلام اقای دکتر وقتون بخیر ممنونم از این مطالب بسیار مفید که ارائه کردین واقعا متشکرم.
    من پسری هستم ۲۸ ساله چند ماهی هست با دختر اشنا شدم (۸ ماه)که دوسال از خودم بزرگتره ولی هرگز این حس رو نکردم که بزرگتر هست و هر دو نسبت به هم درک و فهم مناسبی نسبت به هم داریم اما خانواده من بخاطر تفکرات سنتی مخالفن و من نمیدونم چیکار کنم میخوام باهاشون حرف بزنم باز اگه راضی نشن کاش میشد که شماره تماس شما رو بگیرم که شما نسبت به این موضوع اگاهاشنون کنید
    ممنونم

  • سلام
    من۲۵ سالمه و حدود ۵ ساله با خانمی آشنا شدم که ۱۲ سال از خودم بزرگتره و قصد ازدواج دارم باهاش ما باهم همکاریم و همه جوره هم همدیگه رو درک میکنیم و خصوصیات اخلاقیمون هم بهم نزدیکه از لحاظ عاطفی هم خیلی بهم علاقه داریم نظرتون برای ازدواج چیه؟؟؟
    یه جورایی سر بسته به خونوادم گفتم و تا حدودی حرفی نداشتن

  • سلام استاد وقتتون بخیر
    خیلی متشکرم بابت مقاله عالیتون و مطالب مفید
    یه سوال داشتم من الان ۲۱ سالمه و دانشجوی پیراپزشکی هستم حدود ۱۰ ماهی هست با خانومی ک همکارمه اشنا شده ک ایشون ۱۰ سال از من بزرگتره و تموم چیزهایی ک من برای همسر ایندم در نظر دارم رو ایشون دارن و خودمون تفاوت سنی رو احساس نمیکنیم خیلی باهم تفاهم داریم و خیلی همدیگه رو دوست داریم میخواستم بدونم ازدواج ما در آینده میتونه موفق باشه ؟

  • سلام آقای دکتر ممنون از مقاله خوب تون… عالی بود… مخصوصا از دید کسی که خودش دقیقا این چالش رو از نزدیک لمس کرده… کلی جست جو کردم تا بتونم استدلال و تجربه و حرف هایی غیر از حرف های تکراری برخی مشاوران را پیدا کنم که پیج شما اولین و آخرین اش بود که کاملا منطقی بحث کرده. واقعیت من احساس می کنم در همین چالش گیر کردم و دارم دست و پا می زنم. این چالش دو سال قبل ایجاد شد و من همون جا کلا سعی کردم این عشق و علاقه رو برای همیشه از ذهنم پاک کنم و پاک کردم اما طرف مقابلم حالا بعد از دو سال فرار کردن من دوباره اومده سراغم…

  • دوستان این اشتباه رونکنیدسن وسال ازنظرشناسنامه وثبت اح.ال مهمه درسته ولی ازنظرعاطفی وغیره اصل پاییه زندگی است پس اشتباه نکنیدبه زن نبایدازمردبزرگترباشه

  • سلام
    وقتتون بخیر
    پسر ۲۸ ساله ای هستم و دختر خانومی ۳۷ رو دوست دارم
    ایشون شخصیت محکم و منطقی و البته باهوش و کاری هستن
    خصوصیت های اخلاقی خوبی دارن که برای من مهمه
    باتوجه به توضیحات شما اگر با خانواده درباره چرایی این انتخاب صحبت کنم و همچنان انتخاب من رو رد کنن !!!
    نظرتون درباره این اختلاف ۹ ساله چیست؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید