افرادی که عشق مشروط دارند

0

افرادی که به آنها عشق مشروط می­شود

ما خیانتی بزرگ کرده ایم… اگر پرونده ی “عشق مشروط” را ببندیم و در مورد کسانی که عمری مورد محبت مشروط قرار گرفته اند، حرفی به میان نیاوریم .ما در مورد کسانی که عشق با قید و شرط می­کنند، صحبت کردیم. اما درباره اینکه چه بر سر کسانی که مخاطب این عشق هستند، می­آید؟! حرفی به میان نیاوردیم. احوال آن کسی که هر محبتی به او شده در ازای چیزی بوده یا دلیل و شرطی داشته چگونه است؟ اگر ما به کسی محبت با قید و شرط کنیم، چه تاثیری بر روحیه و شخصیت ش میگذاریم؟

هر زن و مرد، کودک و جوانی که به او عشق مشروط شده است، در معرض انواع بیماری های روحی است، اینها مستعد این هستند که هرگونه هنجار اخلاقی و بیماری هایی نظیر افسردگی را تجربه کنند. اگر ما کسی را داریم که تا به جال به او محبت مشروط کرده ایم، باید همین حالا تصمیم به جبران بگیریم و هر آنچه ویران کرده ایم از نو بسازیم. هیچ وقت دیر نیست.

پس اولین اقدامی که نیاز است انجام بدهیم این است که تصمیم بگیریم که به دیگران چطور محبت کنیم. عشق و محبتی بی قید و شرط، عشقی خالص که به خاطر خود وجودشان به آنها هدیه میکنیم. اما قبل از ورود به اقدامات بعدی بیایید به جواب های سوالات بالا برسیم.

جلوی ضرر را، هر وقتی بگیری منفعت است

تمام کسانی که در زندگی، عشق مشروط دریافت میکنند، همیشه و در همه ی احوالات زندگی در پی تایید دیگران هستند. اگر عملی انجام دهند منتظر تایید دیگران میمانند و اگر تایید را مشاهده نکردند، دیگر آن عمل برایشان زیبا نیست. هر کاری که میکنند دنبال تایید دیگران هستند تا از آن لذت ببرند اگر این تایید اتفاق نیوفتد، کم کم افسرده میشوند و شادی در آنها به صفر می­رسد. مثلا کسی نقاش است و نقاشی های فوق العاده ای خلق میکند و حالا که جوان است و بسیار در کار خود حرفه ایی است بیشتر به نظرات دیگران اهمیت میدهد. نقاشی اش را به یک نفری که برای او مهم است، نشان می­دهد و او میگوید که جالب نیست و به نظرش کار زیبایی نیست. نقاشِ جوان که عمری به او محبت مشروط شده، در بد ترین حالت نقاشی را پاره میکند و دنبال طرح و اثری دیگر می­رود و کم ترین حالت دیگر از آن اثرش لذت نمیبرد. این نقاش زیبایی و جذابیت را در نگاه دیگران میبیند، اگر آنها بگویند جذاب است، جذاب است و اگر آنها بگویند که این اصلا زیبا نیست، اصلا زیبا نیست. اجازه دهید مثالی ملموس تر بزنم و با شما در میان بگذارم. فرض کنیم که ما لباسی خاص با رنگی خاص خریده ایم و آن را تن میکنیم تا در مجلسی که جمع دوستان ما هستند، حاضر شویم. همین که وارد جمع میشویم صحبت ها در مورد لباسِ خاص ما شروع میشود: این چه لباسی پوشیدی؟ چرا این رنگ رو انتخاب کردی؟ رنگ دیگه ای نبود؟ این رنگ اصلا بهت نمیاد… و از این قبیل صحبت هایی که به لطف اطرافیان برای ما کاملا آشنا هستند. حالا اتفاقی که میافتد عجیب است. ما از لباسی که چند ساعت پیش لذت میبردیم و دوست نداشتیم که از خودمان دورش کنیم، بدمان میآید. چرا این اتفاق می­افتد، لباس همان لباس است و ما هم همان آدم هستیم، اینجا چه چیزی تغییر کرده است؟ همه ی مشکل ما از کسانی نیست که ما را مورد انتقاد قرار می­دهند، مشکل از خود ما نیز هست. ما اجازه داده ایم که نظر دیگران تا به این حد در ما تاثیر گذار باشد و به دلیل آنکه همیشه دنبال تایید از دیگران بوده ایم، همیشه محبت با قید و شرط دیده ایم، دیگر نظر خودمان را نمی­بینیم. شخصیت ما، زیبایی ما، خلاقیت ما، وجود ما و هر چیزی که به ما مربوط است، در دیگران ونظر آنها معنی پیدا میکند. بنابراین فردی که محبت مشروط می­بیند اول از همه:

همیشه دنبال تایید و جلب نظر دیگران است

چنین فردی همیشه دوست دارد که دیگران او را ببینند. او بی خیال خودش و اینکه چه شخصیتی دارد میشود و خودش را رها میکند در دریای نظرات اطرافیان. این افراد همیشه در خودشان، دنبال راهی میگردند که بیشتر شناخته شوند و افراد بیشتری آنها را بشناسند و برای این مهم، هر کاری میکنند. در بعضی موارد گفته میشود که عامل اصلی قتل ها و بیشتر تخلفات اجتماعی و اخلاقی، همین میل به شناخته شدن است. جوانی که سعی می­کند در اتوبان شلوغ با موتور خود حرکت کند، در حالی که روی یک چرخ باشد یا به صورت ترسناکی باشد که همه او را ببینند یا از او فیلم بگیرند، دنبال چه چیزی می­گردد؟ برای چه با جان خود که عزیز ترین دارایی او است بازی خطرناک میکند؟ گاهی بعضی طوری در خیابان راه می­روند که احتمال تصادف آنها از احتمال سالم رسیدن شان به مراتب بیشتر است، ولی همواره ریسک و خطر را تحمل میکنند. اینها فقط دنبال شناخته شدن هستند و هدف برایشان مهم است نه طریق و وسیله ی رسیدن به آن هدف .

این افراد برای جبران خلا، تایید دیگران و جلب نظر آنها و در پی دیده شدن، از موقعیت، پول، اعتبار و شهرت شان می­گذرند و گاهی هم تمام تلاش خود را می­کنند تا قدرت، پول ، اعتبار و شهرت به دست بیاورند تا دیده بشوند.

تمام عمر در پی شناخته شدن است

آنها چه بخواند و چه نخواهند نگاه دیگری به دنیا دارند و مثبت نگاه کردن برایشان آرزو می­شود و همیشه به همه ی دنیا و خوبی هایش شک دارند، به همه بدبین هستند و از همه ی عالم و آدم ایراد و انتقاد میکنند. همه از نظر این افراد بد و به درد نخور هستند. اینها میخواند همه را زیر سوال ببرند و همه را نقد کنند. اینها اگر به بهشت هم بروند میتوانند نقد کنند و نکات منفی در آن پیدا کنند. البته باید این را هم بگوییم که این خلق و خو به مرور در این افراد شکل میگیرد و لزوما اینطور نیست که اگر امروز به کسی محبت مشروط کردی، فردا انسانی بدبین و … باشد.

این افراد چندان ناخوشایند و غیر معمول رفتار میکنند که همگان دنبال بهانه ایی برای ترک اینها هستند، همه آنها را پس میزنند.

به همه ی عالم و آدم، بدبین است و هیچوقت راضی نیست

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

logo-samandehi